همراه با تیم ملی ایران در جام جهانی و امید رویابین‌ها به صعود

جام جهانی با تیم ملی و امید به صعود

تیم ملی ایران در جام جهانی و امید رویابین‌ها به صعود

برانکو ایووانکوویچ سال ۲۰۰۶ ما را به جام جهانی برد. از  بازیکنان قدیمی‌ مهدوی‌کیا و علی دایی هنوز حضور داشتند و تیم ترکیبی از تجربه آنها با حضور جوان‌ترهایی مثل فریدون زندی بود اما تیم برانکو شباهتی به آن تیم پرشور جام جهانی ۱۹۹۸ نداشت گرچه بعضیها معتقدند بازی‌های منطقی‌تر و بهتری کردند. تیم برانکو قرار بود شبیه حرفه‌ای‌های جهان فوتبال بازی کند و هیچ‌کدام از بازیکنان حتی علی دایی به معنای هشت سال قبل ستاره نبودند. حریفان ایران پرتغال و آنگولا و مکزیک بودند و فقط در برابر آنگولا امید پیروزی داشتیم که دست آخر با یک مساوی جلوی آنگولا و دو باخت جام جهانی را ترک کردیم. تک گل ایران به آنگولا را سهراب بختیاری‌زاده زد. ۳۴ ساله و مدافع تیم ملی که سانتر از روی نقطه کرنر را با ضربه سر تبدیل به گل کرد. آن سال مدافعان ما مهاجم‌ترین بازیکنان بودند! در بازی با مکزیک هم ضربه یحیی گل‌محمدی وارد دروازه می‌شود. اینجاست که فوتبال تبدیل به یک بازی گروهی عجیب و غریب می‌شود. هیچ‌کس توقع نداشت گل‌محمدی که در آن زمان ۳۶ سال هم داشت و در پست دفاع بازی می‌کرد تنها گل ایران در جام جهانی ۲۰۰۶ را به ثمر برساند.

یکی از جملات خوزه مورینیو درباره فوتبال را خیلی دوست دارم. در حقیقت  «برخی فکر می‌کنند فوتبال مساله مرگ و زندگی است به شما اطمینان می‌دهم که بسیار مهم‌تر از این‌هاست.» جمله مورینیو هم برای یک هوادار فوتبال به اندازه یک بازیکن معنا دارد وقتی می‌گوید: «فوتبال بازی ترکیب هوش و احساسات است.» در آن بخش دومش هواداران هم نقش زیادی دارند.

پیش از این در سال ۲۰۱۴ هم ما  به کمک سرمربی فعلی ایران به جام جهانی رفته ایم. با آرژانتینی بازی کردیم که لیونل مسی را داشت و علیرضا حقیقی دروازه‌بان ما توانست نود دقیقه دروازه‌اش را بسته نگه دارد و فقط یک گل بخورد. تنها گل ایران در این جام جهانی توسط لژیونری زده شد که تازه تابعیت ایرانی گرفته بود. رضا قوچان‌نژاد که در هلند بازی می‌کرد همان سال به تیم ملی ایران پیوست و دروازه تیم بوسنی را باز کرد.

با اینکه در هیچ‌کدام از این جام‌ها از مرحله گروهی بالاتر نرفتیم. در هیچ‌کدام از این جام‌ها عملکرد شاهکاری نداشتیم ما ملت رومانتیک رویایی هیچ‌وقت امیدمان را به پیروزی از دست ندادیم. حتی اگر قرار باشد جلوی اسپانیا و پرتغال بازی کنیم. حتی اگر روبه‌رویمان یک سال لیونل مسی باشد و یک سال کریستین رونالدو. ما همان‌هایی هستیم که هشت آذر سال ۱۳۷۶ را به نوعی وارد تقویم ملی خاطرات‌مان کردیم. بعد از بیست سال هنوز با آن روز خاطره‌بازی می‌کنیم. ما همان‌هایی هستیم که جلوی تلویزیون‌هایمان دست به دعا برمی‌داریم، فریاد می‌کشیم و ایمان داریم که انرژی‌مان به بازیکنان‌مان داخل زمین می‌رسد. ما رویابین‌های درجه یکی هستیم که همیشه امید به صعود در دلمان روشن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X